درآمد

پريروز تاريخ 
 
در واپسين ده‌هاي سده بيستم، ايران با شدت، خشونت و سرعت حيرت‌آوري به سوي پريروز تاريخ پرتاب شد. اين سقوط همچنان ادامه دارد. تا پيش از انقلاب اسلامي، نظام اجتماعي، اقتصادي، قضايي و سياسي با تمام کاستي‌هايي که داشت داراي اين امکان بود که بتدريج خود را با موازين يک جامعه مدرن تطبيق دهد.
با هر معياري که سنجيده شود، نتيجه انقلاب فاجعه بار بود.
هم‌زمان، جهان شاهد تحولات شگرفي بوده است. مبارزه ميان دو ابر قدرت، هر يک با بيش از سي‌هزار کلاهک اتمي که امکان تخريب چندين بار تمدن بشري را داشتند، بدون خون‌ريزي به پايان رسيد. از سواحل اقيانوس آرام تا دروازه براندنبورگ برلن، ميليون‌ها انسان از شرايط اختناق و نظام جبري آزاد شدند. تحولات اقتصادي و گسترش تکنولوژي، جهاني شدن اقتصاد را ممکن کرد. در نتيجه اين فرآيند، چين و سپس هندوستان با بيش از 40 درصد جمعيتِ جهان به بازارهاي جهاني پيوند زده شدند و سطح زندگي ميلياردها انسان بهبود محسوس يافت. در نتيجه اين دو تحول (فروپاشي کمونيسم و جهاني شدن اقتصاد)، دموکراسي و اقتصاد بر مبناي بازار، به عنوان نظام‌هاي برتر کشورداري، به تثبيت هر چه بيش‌تر خود در پهنه گيتي پرداختند. در همسايگي ايران، افغانستان و عراق (دوبار) با آمريکا برخورد نظامي پيدا کردند. در جهان علوم به ويژه در رايانه‌ها، حافظه‌ها، بيولوژي، ارتباطات، مخابرات، فضا و رشته‌هاي ديگر، گام‌هاي بسيار بلندي، برداشته شده است.
در تمام اين دوران ايران، به عنوان ناظر و گاه بخاطر کوشش براي دست‌يابي به نظامي که ريشه در گذشته‌هاي بسيار دور دارد، با واکنشي واپس‌گرا، و نه عنصري که بتواند و يا دست‌کم بخواهد، شرکت موثر در بهبود شکل‌گيري وقايع داشته باشد، شاهد از دست رفتن امکانات بوده است.
کوشش در نشان دادن تحولات جهاني در اين دوره و واکنش ايران در مقابل آن که در بعد کلي به عنوان «امنيت ملي» و در بازتاب خارجي آن به عنوان «سياست خارجي» خوانده مي‌شوند، پايه اين نوشته مي‌باشد.
 
امنيت ملي در ساية مردم‌سالاري که ضامن افزايش تفاهم ملي، گسترش اقتصادي که ضامن ايجاد کار و افزايش سطح زندگي و نيروهاي مسلح که در جهان امروز، هنوز به عنوان وسيله نهايي، در برخوردهاي جهاني بکار مي‌رود، مي‌تواند دوام داشته باشد. سياست خارجي هر کشور به عنوان بازوي اجرايي امنيت ملي در بعد خارجي آن مي‌باشد. سياست خارجي هر کشور بازتاب وضعيت داخلي کشور در مقابل چالش‌هاي جهاني است. کشورهاي جهان براثر وضعيت داخلي و بنا به توان رقابتي خود در سياست و اقتصاد جهان، پهنه فعاليت خود را مشخص مي‌نمايند.  
 بالاترين هدف سياست خارجي هر کشور، کوشش در بالا بردن توان امنيتي آن کشور است که به ناچار بايد هر سه بُعد (گسترش دموکراسي، اقتصاد و توان نيروهاي مسلح) آن را در بر گيرد. سياست خارجي هر کشور که چنين اصل مسلم و ساده را، بر اثر تحولات داخلي و يا باورهاي دستگاه رهبري کشور، از نظر دور داشته باشد، ناگزير محکوم به اتخاذ روش‌هايي خواهد شد که در دراز مدت بر ثبات و قدرت رقابتي آن کشور اثر منفي بر جاي خواهد گذارد.
اولين گام در راستاي استحکام امنيت ملي، شناخت جهان چنانکه هست و تا حد امکان روشن
کردن روند تحولات جهاني است. بايد بتوانيم پديده‌هاي زودگذر را از عوامل تاثيرگذار در درازمدت تميز دهيم.
اين نوشتار کوششي است در راه روشن کردن شاخصه‌هاي جهان در آغاز سده بيست‌ويکم و تمايز آن از تحولاتي که قدرت تاثيرگذاري کوتاه‌مدت داشته و در درازمدت نمي‌توانند با مشخصه‌هاي ارايه داده شده، رقابت کنند. سه واقعيت، بارزترين مشخصه جهان در نخستين سال‌هاي اين سده مي باشند که مي‌توانند در درازمدت بيش از ديگر مشخصه‌هاي اين سده، بر تحولات سياسي، اقتصادي و اجتماعي در سطح کلان، اثر گذار باشند. معيار گزينش اين سه مشخصه بر مبناي اهميت آن در شکل‌گيري تحولات در سطح گيتي و درازاي دوران دوام آن مي‌باشد. اين سه مشخصه عبارتند (1) تثبيت آمريکا به عنوان تنها ابر قدرت جهان، (2) تثبيت امرکشورداري بر پايه مردم‌سالاري و اقتصاد بازار آزاد و (3) جهاني شدن اقتصاد.
واقعيت‌هاي ديگر مانند گسترش تروريسم، گسترش اصول‌گرايي مذهبي، گسترش سلاح‌هاي کشتار جمعي و فقر جهاني، مي‌توانند در سياهه ذکر شده در بالا قرار گيرند. اما هريک از اين واقعيت‌ها به دلايل مختلف کنار گذارده شده‌اند، از جمله: گسترش اصول‌گرايي مذهبي در بخشي از جهان (کشورهاي اسلامي، چين و آمريکا) با کاسته شدن نفوذ مذهب در سياست، در بخش ديگر جهان (اروپا و آمريکاي لاتين) هم‌زمان بوده است؛ آينده گسترش تروريسم روشن نيست و ممکن است که دوران کنوني، معرف اوج استفاده سياسي از اين حربه باشد؛ به نظر مي‌رسد عزم لازم براي سد گسترش سلاح‌هاي کشتار جمعي در جهان آزاد، به دست آمده است؛ از نداري شديد در جهان با پيش رفت‌هاي سريع اقتصادي در باختر و جنوب آسيا تا مقدار زيادي کاسته شده است.
سه بخش نخستين، به روشن کردن نقش هر مشخصه در سطح جهان مي‌پردازد و بخش نهايي به واکنش ايران در رابطه با اين مشخصه‌ها، اختصاص داده شده است.

به اشتراک بگذارید ! Digg it StumbleUpon del.icio.us Google Yahoo! Reddit